بـــــدون ســانــــــســـور
تنها برای تو
سلام دوستان : اینم خاطرات شما طبق قلم....ممنون از همتون نویسنده: من هنوز بوسه خودم به کسی ندادم چون دلم میخواد اولین بار عشق خودمو ببوسم نویسنده: سلام نویسنده: سلام نویسنده: سلام نویسنده: سلام خسته نباشين نویسنده: سلام به همه دوستان و سلام به شما عسكري جان نویسنده: سلام به همه نویسنده: سلام به شما دوست خوبم نویسنده: سلام دوستان عزيز نویسنده: سلام به همگي نویسنده: سلام نویسنده: سلام نویسنده: با عرض سلام خدمت همه دوستان از جمله عسكري جان نویسنده: سلام من وقتي داشتم نظرات رو ميخوندم در جواب دوستمون "ميلاد جان "بايد بگم تمام عشق كه هوس نيست بعضي ها عشقشون واقعا عشق…من يه بار بوسيدن عشقمو به تمام دنيا نميدم…باور كنيد! نویسنده: سلام نویسنده: هاي نویسنده: سلام به همه عاشقان واقعي و با عرض خسته نباشيد به دوست عزيزمون عسكري نویسنده: سلام خدمت شما نویسنده: سلام به همه ي دوستان گل مخصوصا آقا عسكري گل كه اين كار جالب رو انجام داد تا همه از تجربه هشون بگن اگه دوستان اجازه بدن ميخوام يه نویسنده: سلام عزيزان نویسنده: سلام به تك گل باغ عشق من و سلام به شما دوستان عزيز و يه سلام گرم به آقا عسكري مديريت وبلاگ .. نویسنده: سلام شيرين دو لب بوسه يعنی خلسه در اعماق شب بوسه يعنی مستی از مشروب عشق بوسه يعنی آتش و گرمای تب بوسه يعنی لذت از دلدادگی لذت از شب , لذت از ديوانگی بوسه يعنی حس طعم خوب عشق طعم شيرينی به رنگ سادگی بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سرفصل كتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه يعنی عشق من , با من بمان شرم در دلدادگی بی معنی است بوسه بر می دارد اين شرم از ميان طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بو نویسنده: راستش من دختر عمومو از همون بچگی دوست داشتم هر روزم بیشترعاشقش میشم میدونم که اونم منو دوست داره ولی میتر سم حتی بهش احساسمو بگم
من هيچوقت يادم نميره اون لحظه اي كه منو اون همديگه رو بوسيديم البته اون لحظه پر از استرس عجيبي بودم نميدونم اصلا چي شد كه من لبام رو روي گونه هاش گذاشتم واقعا احساس عجيبي بود اونم ديونه شده بود و البته خيلي شكه شده بود
من دختر خاله ام رو خيلي دوست دارم و واسه همين يه بار جرات كردم ببوسمش وقتي امد خونمون دم در خيلي عجيب يه بار بوسش كردم كه البته با كشيده ي محكمي از طرفش مواجه شدم
من نميدونم آيا عزيز من اين مطلب رو ميخونه يا نه ولي من هر بار كه خواستم ببيوسمش روم نشده و خجالت كشيدم باور كنيد دوستان دارم له له ميزنم واسه يه بار بغل كردنش ولي افسوس كه شرمم نميذاره....
گفتين اولين خاطر رو بگو ولي من از بس عشقمو بوسيدم يادم نمياد كدوم اوليش...الان كه داشتم نظرات رو نيگاه مي كردم (البته با اجازتون) دلم براي اون دوستمون "سمانه" حيلي سوخت آخه.....
من دوستان رو نميدونم ولي خودم يه جورايي ميترسم اونو ببوسم نميدونم چرا؟شايد واسه اين باشه كه ميترسم از دستش بدم ميترسم ناراحت بشه كسي در اين رابطه تجربه داره.؟؟...كمكم كنين
من يه خاطر كوتاه ميخوام واستون بگم
ما دوتا باهم توي يه پارك قرار گذاشتيم تازه دوماه باهم آشنا شديم من اونو خيلي دوست داشتم آخه واقعا پسر خوبي بود ديدم اون روز زياد سر حال نبود منم ئلم براش سوخت و ناخود آگاه بوسيدمش (البته ما در يك جاي خلوت نشسته بوديم)ديدم از تعجب چشلش گشاد شد و يه لبخند زيبايي زد...يادش بخير...ما هنوز هم بعد از يك سال علشق هم هستيم
چه ايدهاي جالبي ميدين!!!
من تا حالا كسي رو واسه دوستي پيدا نكردم و نميدونم كه اگه هم پيدا كنم ميتونم ببوسمش يا نه؟
وقتي دارم اين خاطر ميگم اشك توي چشام.
آخه عشق من مرده و من فقط يه بار تونستم لباشو روي گونه هام احساس كنم اونم فقط واسه چند ثانيه نميدونم شايد تقدير خدا اين بود كه من هيچوقت بهش نرسم
اي خداااااااااااااااااا چرا عزيزم رو ازم گرفتي؟آخه چرا؟
من ديگه عاشق نشدم!!!
خاطره من خيلي جالب براي خودم!
من و اون باهم فاميليم يه روز كه خونه اونا ناهار دعوت بوديم من رفتم به اتاقش. ديدم پاي سيستم نشسته داره يه فيلم نگاه ميكنه نميدونم از شانس خوب من همون لحظه بود كه مرده داشت زنه رو مي بوسيد منم به پشتي اين فيلم اونو بوسيدم وگرنه هيچوقت روم نميشد تازشم در كمال تعجب ديدم كه اونم منو بوسيد بعدها كه باهم راحتر شديم بهم گفت منم منتظر يه موقعيت بودن تا تو رو ببوسم!!!
من يه خاطره دارم ولي نميگم
ميدونيد چرا؟
چون شما جايزه نميديد !!!
هه هه هه هه
آهاي شوخي كردم نارحت نشي يه وقت
باي
من ننظر دوستمون رو قبول ندارم
ما ميخوايم به قل دوستمون عسكري يه پست جالب درست كنيم
من قبلا يه رفيق داشتم كه همش دم از صداقت ميزد ولي سر دو ماه ما رو دور زد و رفت منم كه فهميده بودم يه بار (البته از روي حرص)همچين بوسيدمش كه جاش روي گونه هاش باقي موند
به من اگه اجازه بدين ميخوام مطلبي رو بگم
من اصلا به بوسيدن عشق اعتقادي ندارم چون اينو يه هوس ميدونم!!!
نظر شما چيه؟
باي
من يه دختر خيلي خجالتي هستم ميدونم يكي منو خيلي دوست داره منم اونو دوست دارم ولي نه من جرات ميكنم بهش بگم نه اون جلو مياد اما اگه يك روزي بهش برسم خجالت ميذارم كنار و كاري ميكنم كه اون خودش منو توي بغلش بگيره و منو ببوسه(دوستان برام دعا كنيد)
خوبيد همه؟
به اين فكر كرديد كه چرا همديگه رو مي بوسيم؟؟
چون تمتم احساست قلبي خود را از طرف ابهاي خود به طرف مقابل منتقل ميكنيم
اينو توي يه وبلاگ خونده بودم ولي خودم دوبار عشقمو بوسيدم البته تا حالا. بار اولش كه بنده خدا مات و مبهوت شد ولي بار دومش كه يكمي راحتر بود ….اونم منو بوسيد …قربونش برم…خيلي ناز اين عشق من
يه بار من به همراه خانواده رفته بوديم مسافرت اونم شمال.جاي شما خالي.من رفتم طرف دريا .نميدونم چي شده بود كه اون روز دريا بر خلاف هميشه خلوت بود ولي يه چيزي بود كه نظرم رو خيلي جلب كرده بود و اون يه دختر با يه پسر بودند كه روي يه تخته سنگ نشسته بودند البته من با هاشون كلي فاصله داشتم و نمي تونستم كه بشنوم چي ميگن ولي يه مدت كه گذشت ديدم دختر لباش رو گونه هاي پسره گذاشت و بعد سرشو آروم روي شونه هاش قرار داد(واقعا صحنه زيبايي بود)تا پنج دقيقه همينجوري گذشت(اين قشنگ ترين صحنه عمرم بود)
من خودم تا حالا تجربه نكردم
من ميخوام يه خاطره ي عجيب بگم
ظهر بود وتازه از مدرسه امده بودم كوچه ي ما يه كوچه بن بست كه خيلي هم خلوت هستش.وارد اتاق خودم شدم وقتي رفتم پرده رو بكشم تا پنجره رو باز كنم يه هو يه چيزي رو ديدم كه چشام از تعجب چهارتا شد ديدم دوستم با يه پسر اونجا وايسادن و دارن حرف ميزنن بعد از چند دقيقه ديدم همديگه رو توي بغل گرفتن و خداحافظي كردن و رفتن فردا وقتي رفتم مدرسه ديدم خيلي سر حال .ازش پرسيدم اتفاقي افتاد؟با لبخند عجيبي گفت نه!!!بعد ها فهميدم آقا از ايشون فقط يك سري استفاده كردن و گذاشتن و رفتن"(دلم براش خيلي ميسوزه)دوستان مراقب خودتون باشين كه كيو واسه دوستي انتخاب ميكنين
خاطره كوتاه بگن
از قبل خودمو آماده كرده بود ولي خيلي استرس داشتم واسه ناهار دعوتش كردم خونه خودم (من يك دانشجوي مجرد بودم) دلم بدجوري داشت ميزد .بلاخره ساعت يازده و نيم امد بعد كلي حرف وبحث راجب دوستي هاي امروزي ناهارمون رو خورديم بعد ناهار من دلمو زدم به دريا و گفتم محدثه گفت جانم گفتم اگه كاري كنم تو نارحت ميشي ؟گفت چه كاري؟منم دلمو زدم به دريا و بوسيدمش البته خودم هم باورم نميشد ديدم داره لبخند ميزنه و ميگه همين عزيز!! گفتم آره گفت بيا جلو من هم رفتم ولي اون اين بار لباش روي لبام گذاشت نه گونه هام(ديگه ديونه شدم و حال خودمو نميفهميدم)اون روز عزيزتزين روز زندگيم و ما هر وقت همديگه رو ديدم ديگه خجالت رو كنار ميذاشتيم و همديگه رو توي بغل ميگرفتيم.....البته حالا با هم ازدواج كرديم والان كه دارم مينويسم كنارم نشسته....
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ
من نميدونم بايد از كجا شزوع كنم چون تا حالا اين خاطره رو واسه هيچكسي تعريف نكردم هنوز بعد از گذشت چند سال يادمه كه ما غروبي با خانواده رفتيم بيرون خونه مامان بزرگم كه بهش يه سري بزنيم سعيد هم اونجا بود(پسر عمه ي من) نميدونم اون روز چش بود ولي چشاش برق خاصي ميزد اون چند بار بهم پيشنهاد دوستي داد ولي من با اين كه خيلي دلم ميخواست ردش كردم(بچه + بازي در آوردم) ما همه توي ايون نشسته بوديم من رفتم توي آشپزخونه كه يه شربتي درست كنم و همه بخوريم ديدم سعيد هم اونجاست امد جلو بهم گفت :ميدوني من ديونتم؟ گفتم :آره ولي نميخوامت گفت پس بذار ازت خداحافظي كنم گفتم خوب بكن انوقت بود كه دبدم لباش روي لبام و تا امدم به خودم بيام ديدم توي بغلش(طفلي يه خورده چشاش خيس شده بود دلم براش خيلي سوخت سرتون رو درد نميارم ما با هم بالاخره دوست شديم.......و حالا زن و شوهريم!!
من خاطره ي خاصي ندارم چون هيچوقت جرات نكردم ازش بخوام كه منو ببوسه يا من ببويمش.با اينكه خيلي دلم ميخواد فقط يكبار. فقط يكبار منو ببوسه ولي باز روم نميشه كه بهش بگم...يكي كمكم كنه....!!!
sahar baran: پاسخ هر بوسه ای يك بوسه است بهترين هديه پس از يك انتظار بشنويد از من فقط يك بوسه است بوسه را تكرار می بايد نمود بوسه يعنی عشق و آواز و سرود بوسه يعنی وصل جانها از دولب بوسه يعنی پر زدن , يعنی
هر باریم که خاستم بهش بکم و نکفتم مث بلا نصبت سگ پشیمون شدم
چون میترسیدم اگه بهش بگم از دستش بدم
اونوقته که من دیگه راهی بجز خود کشی ندارم
یکی یه راهی جلو پام بزاره
درضمن من حاضرم همه ی دنیا وقیامتمو و حتی بهشتم بدم فقط یه بار عاشقونه ببوسمش
لطفا کمکم کنید چون دارم اتیش میگیرم
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |


